نشاني: مشهد، چهارراه شهدا، روبه‌روي شيرازی۱۴، انتهای پاساژ رحیم‌پور ۲۲۳۸۶۱۳ & ۲۲۲۲۲۰۴ & ۰۵۱۱.۲۲۲۵۱۶۷   
  دوشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۸  

 
     اجتماعی:  
 
 
قصه سنگ و خشت
  کد مطلب: 108
تاريخ: چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
منبع:
يادداشت: هرچه گذشت‌، ذهن و زبان و تفكر شاعرانة كاظمي پخته‌تر شد و اكنون در نقطه‌اي ايستاده است كه او را مي‌توان از مثنوي‌سرايان موفق دو سه دهة اخير به شمار آورد...

 
 
 
 

محمدكاظم كاظمي‌، شاعري افغان است‌، اما در تحليل و تبيين وضع و حال امروز ايرانيان‌، از بسياري از شاعران ايراني بهتر و دقيق‌تر سخن گفته است‌.


«پياده‌آمده بودم‌...» اولين مجموعه شعر كاظمي‌، نام او را به عنوان شاعري چيره‌دست در جامعة شعري ايران و افغانستان مطرح ساخت‌، هرچند كاستي‌هايي هم در آن مجموعه بود كه كاظمي خود به آنها اعتراف كرده و آنها را پذيرفته است‌.


اما هرچه گذشت‌، ذهن و زبان و تفكر شاعرانة كاظمي پخته‌تر شد و اكنون در نقطه‌اي ايستاده است كه او را مي‌توان از مثنوي‌سرايان موفق دو سه دهة اخير به شمار آورد. «قصة سنگ و خشت‌» شامل بخش اعظم شعرهاي «پياده آمده بودم‌...» به اضافة گزينه‌اي از شعرهاي جديد كاظمي است‌.


«قصة سنگ و خشت‌» با شعر «سقفهاي بي‌ديوار» سرودة سال 1367 آغاز مي‌شود و با شعر «عموزنجير باف‌» از سال 1382 پايان مي‌يابد. بدين ترتيب‌، اين كتاب‌، به واقع كارنامة شاعري محمدكاظم كاظمي است‌، چون تقريباً همة شعرهاي قابل توجه او را در خود دارد. بسياري از شعرهاي اين كتاب‌، اولين بار است كه در مجموعه‌اي از اين شاعر به چاپ مي‌رسد.


 


«قصة سنگ و خشت‌»، در بهار 1384 توسط انتشارات نيستان منتشر شد و در پاييز همان سال‌، به چاپ دوم رسيد.


 


 


عمو زنجيرباف‌


 


عاقبت زنجير ما را چون كلاف‌


بافت محكم اين عمو زنجيرباف‌


بافت محكم اين عمو زنجيرباف‌


بعد از آن افكند پشت كوه قاف‌


q


برّه‌ها! فكري براي خود كنيد


چون شبان و گرگ كردند ائتلاف‌


اينك اين ماييم‌; نعشي نيمه‌جان‌


كركسان گِردِ سر ما در طواف‌


ما ضعيفان تا چه مُرداري كنيم‌


پهلوانان را كه اينجا رفت ناف‌


آن يكي صد فخر دارد بر كلاه‌


گرچه بي شلوار شد روز مصاف‌


آن يكي ديگر به آواز بلند


حرف حق را گفت‌، امّا در لحاف‌


آن يكي ديگر به صد مردانگي‌


مي‌كند تا صبح‌، عين و شين و قاف‌


آن دگر مانده است تا روشن شود


فرق آب مطلق و آب مضاف‌


كارگاه آسمان تعطيل باد


تا كه برگردد جناب از اعتكاف‌


q


الغرض مثل برنج تازه‌دم‌


در چلوصاف كسان گشتيم صاف‌


جهد مردان عمل كاري نكرد


مرحبا بر همّت مردان لاف‌


 


 


 
     
 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 
بازگشت

info[at]aBook.ir Copyright All right Reserved  Designed by : mem Design Group